Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دفق

تلفظ بین المللی : /dˈafq1/ تلفظ :‌ [d'afq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • دفقات
  • دفقه
  • دفقی
  • رویین درق
  • ژان دفرانس
  • ژان دفز
  • ساری درق
  • سازوکار دفاعی
  • سازوکارهای دفاعی آن من
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

دفق . [ دُ ف َ ] (ع اِ) ج ِ دُفَقة (ناظم الاطباء). رجوع به دفقة شود.

دفق . [ دِ ف ِق ق ](ع ص ) اسب جواد نیکورفتار شتاب رو. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دِفَق ّ. و رجوع به دِفَق ّ شود.

دفق . [ دَ ف َ ] (ع مص ) خم شدن آرنج شتر و دور شدن آن از پهلوی او، و چنین شتری را ادفق گویند. (از اقرب الموارد). و رجوع به ا...

فرهنگ عمید

ریختن آب، ریختن آب به شدت، جستن آب، جهیدن آب از چیزی.

فرهنگ معین

(دَ ) [ ع . ] (مص م . ) ریختن ، ریزانیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ریختن ریزانیدن .
جمع دفقه .

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
جهیدن. دافق: جهنده راغب آن را جریان شدید گفته که همان جهیدن است معنی این آیه به طور تفصیل در قرآن فقط یکبار آمده است.
wikialkb: ریشه_دفق

کلمات مرتبط

  • دفقات
  • دفقه
  • دفقی
  • رویین درق
  • ژان دفرانس
  • ژان دفز
  • ساری درق
  • سازوکار دفاعی
  • سازوکارهای دفاعی آن من
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات