معانی کلمه : دفق
لغت نامه دهخدا
دفق . [ دُ ف َ ] (ع اِ) ج ِ دُفَقة (ناظم الاطباء). رجوع به دفقة شود.
دفق . [ دِ ف ِق ق ](ع ص ) اسب جواد نیکورفتار شتاب رو. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دِفَق ّ. و رجوع به دِفَق ّ شود.
فرهنگ عمید
ریختن آب، ریختن آب به شدت، جستن آب، جهیدن آب از چیزی.
فرهنگ معین
(دَ ) [ ع . ] (مص م . ) ریختن ، ریزانیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ریختن ریزانیدن .
جمع دفقه .
جمع دفقه .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
جهیدن. دافق: جهنده راغب آن را جریان شدید گفته که همان جهیدن است معنی این آیه به طور تفصیل در قرآن فقط یکبار آمده است.
جهیدن. دافق: جهنده راغب آن را جریان شدید گفته که همان جهیدن است معنی این آیه به طور تفصیل در قرآن فقط یکبار آمده است.
wikialkb: ریشه_دفق
