Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دفع دار

تلفظ بین المللی : /dˈafʔ dˈɑr/ تلفظ :‌ [d'af? d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دفع دارماند
  • دفعه دار
  • دفعدار
  • دفع
  • دفع افات
  • دفع افات کردن
  • دفع حمله
  • دفع ستم کردن از
  • دفع سم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دفعدار. [ دَ ف َ ] ( نف مرکب ) منصبی از مناصب سپاهی هند. صاحب منصب پست سواره و پیاده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دفعه دار شود.

فرهنگ فارسی

منصبی از مناصب سپاهی هند .

کلمات مرتبط

  • دفع دارماند
  • دفعه دار
  • دفعدار
  • دفع
  • دفع افات
  • دفع افات کردن
  • دفع حمله
  • دفع ستم کردن از
  • دفع سم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات