دع دع . [ دُ دُ ] (ع اِ فعل ) کلمه ای است که بدان گوسپندان را زجر کنند یا امر است به زجر گوسپندان . (منتهی الارب ).امر است به صدا زدن گوسفندان . (از اقرب الموارد).
دع دع. [ دُ دُ ] ( ع اِ فعل ) کلمه ای است که بدان گوسپندان را زجر کنند یا امر است به زجر گوسپندان. ( منتهی الارب ).امر است به صدا زدن گوسفندان. ( از اقرب الموارد ).، دعدع. [ دَ دَ ] ( ع ص ، اِ )...