Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دعسوقه

تلفظ بین المللی : /daʔsˈuːq1eː/ تلفظ :‌ [da?s'u:q1e:]
لغت نامه دهخدا
  • دعسقه
  • دعشوقه
  • سرسیلندر دوسویه
  • صاحب الدعوه
  • صافی دوسویه
  • فرهنگ دوسویه
  • کامش درمانی دوسویه
  • کناری دوسویه
  • گرزن دوسویه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دعسوقة. [دُ ق َ ] (ع اِ) جانورکی است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). قسمی از جعل . (ناظم الاطباء). نوعی سرگین گردانک . دعشوقة. و رجوع به دعشوقة شود. || محل جنگ و کارزار قوم . (از اقرب الموارد از تاج ).

( دعسوقة ) دعسوقة. [دُ ق َ ] ( ع اِ ) جانورکی است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). قسمی از جعل. ( ناظم الاطباء ). نوعی سرگین گردانک. دعشوقة. و رجوع...

کلمات مرتبط

  • دعسقه
  • دعشوقه
  • سرسیلندر دوسویه
  • صاحب الدعوه
  • صافی دوسویه
  • فرهنگ دوسویه
  • کامش درمانی دوسویه
  • کناری دوسویه
  • گرزن دوسویه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات