پیش آمدن . (از منتهی الارب ). روی آوردن و اقبال . (از اقرب الموارد). || پس رفتن . (از منتهی الارب ).پشت کردن و ادبار. (از اقرب الموارد). || راندن . (از منتهی الارب ). طرد. (از اقرب الموارد).دعسقة. [ دَ س َ ق َ ] (ع مص ) حمله آوردن بر کسی . || پامال کردن شتران حوض را و شکس...