Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دعاگو

تلفظ بین المللی : /doˈɑɡu/ تلفظ :‌ [do'Agu]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • یک شبه مهمان صد ساله دعاگو
  • محسن دعاگو
  • دعاگوی
  • دعاگویی
  • دعاخوان
  • دعانویس
  • دفتر ثبت دعاوی حقوقی
  • وکیل دعاوی
  • داگوبر اول
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

دعاگو. [ دُ ] ( نف مرکب ) دعاگوی. دعاگوینده. دعاکننده. داعی. || خیرخواه. خیراندیش. نیک خواه. ( ناظم الاطباء ) : آنگاه بفرمود مهر کردند و پس به خادم دعاگو سپردند. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 370 ). اما دیگر رعایای آن ولایت دعاگویان دولت قاهره ثبتهااﷲاند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 169 ).گشت بر رای تو پوشیده که چون غمخواره گشت سوزنی پیر دعاگوی تو از نان خوارگان.سوزنی.ولی نعمتم کیست خاقان اعظم کز انعام حق دع...

فرهنگ عمید

کسی که دربارۀ دیگری دعای خیر بکند، دعاگوینده، دعاکننده.

کلمات مرتبط

  • یک شبه مهمان صد ساله دعاگو
  • محسن دعاگو
  • دعاگوی
  • دعاگویی
  • دعاخوان
  • دعانویس
  • دفتر ثبت دعاوی حقوقی
  • وکیل دعاوی
  • داگوبر اول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات