کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دشوار جای
تلفظ بین المللی :
/dˈoʃvɑr dʒˈɑj/
تلفظ :
[d'oSvAR dZ'Aj]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جای سایه دار
جای دار
جایزه دار
مسابقه مشت زنی جایزه دار
دشوارجای
دشوارزای
دشوارزاینده
دشوار
دشوار آمدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دشوارجای. [ دُش ْ ] ( اِ مرکب ) جای دشوار. ناهموار و صعب : روس [ جد روسان ] بگردید و جایی نیافت جز جزیره ای... آنجا مقام گرفت در آن بیشه ها و دشوارجای. ( مجمل التواریخ ).
فرهنگ فارسی
جای دشوار . ناهموار و صعب .
کلمات مرتبط
جای سایه دار
جای دار
جایزه دار
مسابقه مشت زنی جایزه دار
دشوارجای
دشوارزای
دشوارزاینده
دشوار
دشوار آمدن
نظرات