کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : دشواررو
تلفظ بین المللی :
/daʃvˈɑrarˌuː/
تلفظ :
[daSv'ARaR,u:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دشوارخو
دشوارخوئی
دشوارخوی
دیوارو
دیوارویدئو
ساعت دیوارکوب
کار دشوار
بسیار دشوار
پرسش دشوار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دشواررو. [ دُش ْ رَ / رُو ] ( ن مف مرکب ) راهی که عبور از آن سخت باشد. صعب العبور.
فرهنگ عمید
راهی که عبور از آن دشوار باشد، صعب العبور.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) راهی که عبور از آن سخت باشد صعب العبور .
کلمات مرتبط
دشوارخو
دشوارخوئی
دشوارخوی
دیوارو
دیوارویدئو
ساعت دیوارکوب
کار دشوار
بسیار دشوار
پرسش دشوار
نظرات