معانی کلمه : دشنام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نام زشت، حرف زشت، سخن ناسزا، فحش.
فرهنگ معین
(دُ ) (اِمر. ) فحش ، ناسزا.
فرهنگ فارسی
دژنام، نام زشت، حرف زشت، سخن ناسزا، فحش
( اسم ) نام زشت فحش ناسزا .
( اسم ) نام زشت فحش ناسزا .
دانشنامه عمومی
دِشنام یعنی دشنام
مترادف و متضاد
بددهانی، دژنام، سب، سقط، شتم، فحش، ناسزا
