Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دشبل

تلفظ بین المللی : /dˈaʃbal/ تلفظ :‌ [d'aSbal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • دِشبُل
  • دشبل وار
  • سحابی دَمبل
  • سحابی دَمبل کوچک
  • پی دبلیو ار
  • دشپل دار
  • دشپلی
  • دابلدی ابنر
  • دابلین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دشبل. [ دُ ب ِ ] ( اِ مرکب ) گره هایی را گویند که در میان گوشت و پوست آدمی و حیوانات دیگر میباشد و به عربی غدد خوانند. ( برهان ) ( از لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). گرهی که بر جراحت پیدا آید و از جوهر عضو نبود. ( از بحر الجواهر ). معنی ترکیبی آن «دشت بیل » یعنی «گره بد» است و بیل به معنی گره ، و تاء را انداخته اند دشبل شده است. ( از برهان ) ( از آنندراج ). غده و گرهی چند که در میان گوشت و پوست آدمی و...

فرهنگ فارسی

گره های را گویند که در میان گوشت و پوست آدمی و حیوانات دیگر میباشد و به عربی غدد خوانند .

مترادف و متضاد

tumor (اسم)خیز، ورم، بر امدگی، غده، دشبل، تومورgland (اسم)غده، هر عضو ترشح کننده، دشبل، غده عرقی، حشفه مردtumour (اسم)دشبل، تومور...

واژه نامه بختیاریکا

( دُشبُل * ) غده چربی زیر پوست حیوانات

کلمات مرتبط

  • دِشبُل
  • دشبل وار
  • سحابی دَمبل
  • سحابی دَمبل کوچک
  • پی دبلیو ار
  • دشپل دار
  • دشپلی
  • دابلدی ابنر
  • دابلین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات