Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دسیسه

تلفظ بین المللی : /dasˈiseː/ تلفظ :‌ [das'ise:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • دسیسه امیز
  • دسیسه در برابر دسیسه
  • دسیسه محرمانه
  • دسیسه و توطئه
  • دسیسه کار
  • دسیسه کردن
  • دسیسه بازی
  • دسیسه المانی
  • دسیسه جوانان هیتلری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دسیسة. [ دَ س َ ] (ع اِ) آنچه از دشمنی که پنهان شده باشد. (از اقرب الموارد). || مکر و حیله ، و گویند این معنی مولد است . || نیت و قصد مخفی . || شبهه ٔ خبیث و پلید. (از اقرب الموارد). و رجوع به دسیسه شود.

دسیسه . [ دَ سی س َ / س ِ ] (از ع ، اِ) دسیسة. مکر. حیله . توطئه . فتنه . عداوت . ج ، دَسائس ، دَسایس . و رجوع به دسیسة شود.- دسیسه باز؛ حیله باز. مکار. ف...

فرهنگ عمید

مکر و حیلۀ پنهانی، کاری که پنهانی و از روی مکر و دشمنی انجام بدهند.

فرهنگ معین

(دَ س ) [ ع . دسیسة ] (اِ. ) حیله و مکر.

فرهنگ فارسی

مجموعۀ درگیری‌ها و موانعی که یکی از شخصیت‌های نمایشنامه طراحی می‌کند تا به نتیجۀ مورد نظر خود برسد

مکروحیله پنهانی، کاری که پنهانی ازروی مکراست
( اسم ) ۱ - حیله پنهانی توطئه فتنه انگیزی . ۲ - مکر و عداوت پنهان .
دسیسه . مکر . حیله

دانشنامه عمومی

دسیسه (تله فیلم). «دسیسه» تله فیلمی بود که نخستین بار در یکی از اعیاد مذهبی نیمه اول سال ۱۳۶۳ از صدا و سیما به کارگردانی داریوش مؤدبیان و حسین فردرو به نمایش درآمد.این فیلم تیتراژ (عنوان بندی) ابتدایی نداشت و فقط با قید نامش به زبان انگلیسی شروع می شد و بیشتر بازیگران نیز از میان چهره های کمتر شناخته شده و تئاتری انتخاب شده بودند؛ چهره هایی که شبیه بازیگران اروپایی، آمریکایی و آفریقایی بودند.با ...

مترادف و متضاد

پنهان‌کاری، تبانی، تلبیس، توطئه، دستان، دوزوکلک، فتنه‌انگیزی، فریب، نقشه

complot (اسم)سازش، دوز و کلک، دسیسهtrafficker (اسم)کالا، کسب، تاجر، دسیسه، پشت هم انداز، سوداگر، دکان دار، کاسبframe-up (اسم)دوز و کلک، دسیسه، توطئهplot (اسم)نقطه، قطعه، طرح، نقشه، دسیسه، توطئه، موضوع، موضوع اصلیconspiracy (اسم)دسیسه، توطئه، نقشه خیانت امیزmachination (اسم)دسیسه، تدبیر...

فرهنگستان زبان و ادب

{intrigue} [هنرهای نمایشی] مجموعۀ درگیری ها و موانعی که یکی از شخصیت های نمایشنامه طراحی می کند تا به نتیجۀ مورد نظر خود برسد

کلمات مرتبط

  • دسیسه امیز
  • دسیسه در برابر دسیسه
  • دسیسه محرمانه
  • دسیسه و توطئه
  • دسیسه کار
  • دسیسه کردن
  • دسیسه بازی
  • دسیسه المانی
  • دسیسه جوانان هیتلری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات