معانی کلمه : دسپینا
لغت نامه دهخدا
دسپینا. [ دِ ] (اِخ ) دختر میخائیل پلیولوگوس . وی زن اباقاخان بود و معروف است که چون اباقاخان در سن سی ویک سالگی به سلطنت ایران رسیدبموجب میل این همسر خود غسل تعمید یافت و قبول دین عیسوی نمود. (از سعدی تا جامی ، ادوارد براون ص 21).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دختر میخائیل پلیولو گوس . وی زن اباقاخان بود .
فرهنگ اسم ها
اسم: دسپینا (دختر) (لاتین) (تلفظ: despina) (فارسی: دسپینا) (انگلیسی: despina)
معنی: ملکه دسپینا، دختر کالوژان و همسر مسیحی اوزون حسن
معنی: ملکه دسپینا، دختر کالوژان و همسر مسیحی اوزون حسن
