Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دسم

تلفظ بین المللی : /dˈasm/ تلفظ :‌ [d'asm]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دسم گرنته
  • توتو دسموند مپیلو
  • دسمید
  • او دسمال
  • دس دسمال
  • دسمال سما
  • دسمان
  • دسمره
  • شیر دسمال هکاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دسم . [ دَ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک مکه . (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ).

دسم . [ دَ ] (ع اِ) کناره و طرف . گویند: أنا دسم الامر؛ یعنی بر کناره ٔ آن کارم . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

دسم . [ دُ / دُ س ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ أدسم . (ناظم الاطباء). || ج ِ دَسماء. (اقرب الموارد). رجوع به أدسم و دسماء شود....

فرهنگ معین

(دَ س ) [ ع . ] (ص . ) چرب ، پرروغن .

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای چربی چرب پر روغن .
جمع ادسم

کلمات مرتبط

  • دسم گرنته
  • توتو دسموند مپیلو
  • دسمید
  • او دسمال
  • دس دسمال
  • دسمال سما
  • دسمان
  • دسمره
  • شیر دسمال هکاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات