Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دست پیش

تلفظ بین المللی : /dˈast pˈiʃ/ تلفظ :‌ [d'ast p'iS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دست پیش کردن
  • دست پیش گریدن
  • دست پیش گرفتن تا یا که یا برای اینکه پس نیفتند
  • دست پیش آوردن
  • دست پیش اوردن
  • دست پیش داشتن
  • پیش دست
  • با دست پس زدن با پا پیش کشیدن
  • با دست پس می زنه با پا پیش می کشه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دست پیش . [ دَ ] (ص مرکب ) کنایه از گدا و سائل .(آنندراج ). || دادخواه . (ناظم الاطباء).

دست پیش . [ دَ ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سبقت گیری . نخست آغازی . پیشی گیری : دست پیش بدل ندارد. دست پیش زوال ندارد. دست دست پیش دستان است .- دست پیش را گرفتن ، یادست پیش (با فک اضافه ) گرفتن ؛ در تداول ، پیشدستی کردن . سبقت گرفتن : دست پیش را گرفته ای که عقب نمان...

فرهنگ فارسی

سبقت گیری نخست آغازی پیشی گیری دست پیش بدل ندارد .

کلمات مرتبط

  • دست پیش کردن
  • دست پیش گریدن
  • دست پیش گرفتن تا یا که یا برای اینکه پس نیفتند
  • دست پیش آوردن
  • دست پیش اوردن
  • دست پیش داشتن
  • پیش دست
  • با دست پس زدن با پا پیش کشیدن
  • با دست پس می زنه با پا پیش می کشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات