کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دست-نابرده | کلماتور
معانی کلمه : دست نابرده
تلفظ بین المللی :
/dˈast nɑbˈordeː/
تلفظ :
[d'ast nAb'oRde:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دست ناکرده
دست
دست افشانی
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
دست انداختن و متلک گفتن
دست انداختن کسی
دست انداز جاده
دست انداز داشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دست نابرده. [ دَ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سالم. مصون از تصرف. دست نخورده :
ز گنجش یکی بهره برداشتم
دگر دست نابرده بگذاشتم.
( گرشاسبنامه ص 315 ).
فرهنگ فارسی
سالم . مصون از تصرف . دست نخورده
کلمات مرتبط
دست ناکرده
دست
دست افشانی
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
دست انداختن و متلک گفتن
دست انداختن کسی
دست انداز جاده
دست انداز داشتن
نظرات