Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دست سای

تلفظ بین المللی : /dˈast sˈɑj/ تلفظ :‌ [d'ast s'Aj]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سایه دست
  • دست ساییدن
  • دست سایه
  • سا دست کردن
  • دوست دختر من یک سایبورگ است
  • سایه دوست
  • ارواح دوست دخترهای سابق
  • دوست دختر خارق العاده سابق من
  • دوست دختر سابق دیوانه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دست سای. [ دَ ] ( نف مرکب ) دست ساینده. || نکته گیر :
قلم درکش به حرف دست سایم
که دست حرف گیران را نسایم.
نظامی.

فرهنگ فارسی

دست ساینده . دست سودن با دست لمس کردن . دست زدن .

کلمات مرتبط

  • سایه دست
  • دست ساییدن
  • دست سایه
  • سا دست کردن
  • دوست دختر من یک سایبورگ است
  • سایه دوست
  • ارواح دوست دخترهای سابق
  • دوست دختر خارق العاده سابق من
  • دوست دختر سابق دیوانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات