adjoint (اسم)هم دست، کمک، یار، دستیار، معاون استادassistant (اسم)کمک، دستیار، یاور، معین، بر دست، معاون، نایب، ترقی دهنده، رهبریارsuffragan (اسم)تابع، دستیار، تابع منطقه یا قسمت دیگری...
واژه نامه بختیاریکا
پَریُو
فرهنگستان زبان و ادب
{assistant (fr. )} [عمومی] آن که در انجام کاری به کسی کمک کند و معمولاً با نظارت او کار کند
* مصوب فرهنگستان اول [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← دستیار رقمی شخصی