Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دستوری دادن

تلفظ بین المللی : /dastˈuri dˈɑdan/ تلفظ :‌ [dast'uRi d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • برات دستور دادن
  • دستور بیجا دادن
  • دستور دادن
  • چند دستور چند داده
  • چند دستور یک داده
  • یک دستور چند داده
  • یک دستور یک داده
  • دستوری
  • دستوری بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دستوری دادن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) اجازه دادن. رخصت دادن.اذن دادن. اذن. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ) اباحة. اجازة. ( منتهی الارب ) : آصف برخاست و سوی سلیمان آمد و گفت ای پیغمبر خدای مرا دستوری ده تا به مسجدشوم... سلیمان مر او را دستوری داد. ( ترجمه طبری بلعمی ). گفت بوالحسن را نگاه باید داشت و دستوری دادیم فردا صبوح باید کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 347 ). جواب دادم سخت کوتاه اما درشت و دلگیر اگر دست...

فرهنگ فارسی

اجازه دادن . رخصت دادن . اذن دادن

کلمات مرتبط

  • برات دستور دادن
  • دستور بیجا دادن
  • دستور دادن
  • چند دستور چند داده
  • چند دستور یک داده
  • یک دستور چند داده
  • یک دستور یک داده
  • دستوری
  • دستوری بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات