کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دزد-زده | کلماتور
معانی کلمه : دزد زده
تلفظ بین المللی :
/dˈozd zˈadeː/
تلفظ :
[d'ozd z'ade:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
هر جای دزد زده تا چهل روز امنه
ران نمک زده و دود زده خوک
دود زده
ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
درد زد
دزدزده
قنات دزق زاهدان
قنات کریم داد زاهدان
پنجه دزدیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دزدزده. [ دُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سرقت شده. کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد.
- امثال :
جاده دزدزده تا چهل روز ایمن است . ( امثال و حکم ).خانه دزدزده تا چهل شب امن است.
فرهنگ فارسی
سرقت شده . کسی یا جایی که دزد بدان دستبرد زده باشد .
کلمات مرتبط
هر جای دزد زده تا چهل روز امنه
ران نمک زده و دود زده خوک
دود زده
ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
درد زد
دزدزده
قنات دزق زاهدان
قنات کریم داد زاهدان
پنجه دزدیده
نظرات