معانی کلمه : دزدگیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. وسیله ای که در اشیاء گران بها از قبیل خودرو، ملک، یا گاوصندوق کار گذاشته می شود و در اثر تماس یا قطع و وصل شدن نور به صدا درمی آید.
۲. [منسوخ] کسی که دزد را دستگیر کند، دزدگیرنده، دزدبگیر.
۲. [منسوخ] کسی که دزد را دستگیر کند، دزدگیرنده، دزدبگیر.
فرهنگ معین
(دُ )(اِمر. ) اسباب برقی یا الکترونیکی که برای پیشگیری از دزدی نصب می شود تا با کشیدن آژیر یا روشن شدن چراغ دیگران را متوجه سرقت بکند.
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
کینّا
