کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه در-کندن | کلماتور
معانی کلمه : در کندن
تلفظ بین المللی :
/dˈar kˈandan/
تلفظ :
[d'aR k'andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
در خانه ی کسی را از پاشنه دراوردن یا کندن
سر در نشیب کردن
شهر در کردن
از میدان در کردن
انفجار پی در پی کردن
ایستادگی کردن در برابر
به صورت شلیک در کردن
پی در پی اشتباه کردن
تاثیر کردن در
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
درکندن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کندن. کاویدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کندن شود.
فرهنگ فارسی
کندن کاویدن
کلمات مرتبط
در خانه ی کسی را از پاشنه دراوردن یا کندن
سر در نشیب کردن
شهر در کردن
از میدان در کردن
انفجار پی در پی کردن
ایستادگی کردن در برابر
به صورت شلیک در کردن
پی در پی اشتباه کردن
تاثیر کردن در
نظرات