کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه در-بیمارستان-بستری-کردن | کلماتور
معنی کلمه : در بیمارستان بستری کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈar bimˈɑrestˌɑn bastˈari kˈardan/
تلفظ :
[d'aR bim'ARest,An bast'aRi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در بیمارستان بستری
در بیمارستان
بیماری که در بیمارستان میخوابد
بیمارستان پرزبترین امریکاییان در تهران
حملات هوایی به بیمارستان ها در یمن
رویداد کشیدن بخیه کودک در بیمارستان خمینی شهر
مرگ ها در بیمارستان گوراکپور
عفونت بیمارستانی در اتاق عمل
اسلام در بلغارستان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
institutionalize
(فعل)
رسمی کردن، در بیمارستان بستری کردن، تبدیل به موسسه کردن، در موسسه یا بنگاه قرار دادن
کلمات مرتبط
در بیمارستان بستری
در بیمارستان
بیماری که در بیمارستان میخوابد
بیمارستان پرزبترین امریکاییان در تهران
حملات هوایی به بیمارستان ها در یمن
رویداد کشیدن بخیه کودک در بیمارستان خمینی شهر
مرگ ها در بیمارستان گوراکپور
عفونت بیمارستانی در اتاق عمل
اسلام در بلغارستان
نظرات