کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : در بدو تولد
تلفظ بین المللی :
/dˈar bˈodo tˈavallˌod/
تلفظ :
[d'aR b'odo t'avall,od]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تشکیل کیسه در بدن
تولید شده در خارج بدن
در بدن جذب کردن
در بدن فرو کردن
عدم وجود رنگ دانه در بدن
قابل تحلیل در بدن
کمبود اکسیژن در بافت های بدن
کمبود ویتامینها در بدن
محل کلیه در بدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
aborning
(صفت)
در حال زایش، در بدو تولد، در حال تولد
کلمات مرتبط
تشکیل کیسه در بدن
تولید شده در خارج بدن
در بدن جذب کردن
در بدن فرو کردن
عدم وجود رنگ دانه در بدن
قابل تحلیل در بدن
کمبود اکسیژن در بافت های بدن
کمبود ویتامینها در بدن
محل کلیه در بدن
نظرات