کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : در بدن جذب کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈar bˈadan dʒˈazb kˈardan/
تلفظ :
[d'aR b'adan dZ'azb k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در بدن فرو کردن
تشکیل کیسه در بدن
تولید شده در خارج بدن
عدم وجود رنگ دانه در بدن
قابل تحلیل در بدن
کمبود اکسیژن در بافت های بدن
کمبود ویتامینها در بدن
محل کلیه در بدن
واقع در خارج سلولهای بدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
assimilate
(فعل)
وفق دادن، در بدن جذب کردن، همانند ساختن، یکسان کردن، تلفیق کردن، هم جنس کردن، شبیه ساختن، تحلیل رفتن
کلمات مرتبط
در بدن فرو کردن
تشکیل کیسه در بدن
تولید شده در خارج بدن
عدم وجود رنگ دانه در بدن
قابل تحلیل در بدن
کمبود اکسیژن در بافت های بدن
کمبود ویتامینها در بدن
محل کلیه در بدن
واقع در خارج سلولهای بدن
نظرات