Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : در اویخته

تلفظ بین المللی : /dˈar ˈaːvixˌateː/ تلفظ :‌ [d'aR 'a:vix,ate:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خار در جامه آویختن
  • در امیخته
  • در هم امیختن
  • در اموخته
  • در امیختگی
  • درآویخته
  • درآویختن
  • دراویختن
  • درامیخته سنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( درآویخته ) درآویخته. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آویخته. آویزان. معلق : ماری دید در گردن همای پیچیده و سرش درآویخته. ( نوروزنامه ). تو گفتی خرده مینا بر خاکش ریخته است و عقد ثریا از تاکش درآویخته. ( گلستان ). تَکعنش ؛ درآویخته شدن پرنده دام. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( در آویخته ) آویخته آویزان معلق

کلمات مرتبط

  • خار در جامه آویختن
  • در امیخته
  • در هم امیختن
  • در اموخته
  • در امیختگی
  • درآویخته
  • درآویختن
  • دراویختن
  • درامیخته سنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات