دریش . [ دِ ] (اِ) دِریس . بازیی است که آن را در ترکی طقورجین گویند. (از لسان العجم شعوری ج 1 ورق 439). و رجوع به دریس شود.
دریش . [ دَ ] (ق مرکب ) (در + ی + ش ) دَرِش . درآن . (یادداشت مرحوم دهخدا) : شاه اسکندر در آن چاه نگاه کرد کی زن خاقان دریش افتاده بود، چاهی بود که قع...