درگیر. [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایسین بندرعباس و مشهور به درگور. رجوع به درگور شود.
گرفتار؛ گیرافتاده.
〈 درگیر شدن: (مصدر لازم)
۱. گرفتار شدن.
۲. آغاز شدن زدوخورد.
۳. افروخته شدن آتش جنگ و نبرد.
گلاویز
گلاویز
گرفتار، مشغول
۱. گلاویز
۲. گرفتار، مشغول