درپیش. [ دَ ] ( ق مرکب ) سابق. سابقاً. پیش از این. قبل از این. آنفا. ( ناظم الاطباء ). متقدما. در جلو: اسلاف ، تقدم ؛ در پیش فرستادن. ( دهار ).- در پیش آمدن ؛ نزدیک آمدن. ( ناظم الاطباء ).- || قبل از این آمدن. ( ناظم الاطباء ).- || مقاومت نمودن. مخالفت کردن. تعرض کردن. ممانعت نمودن. ( ناظم الاطباء ).- || مواجهه. روبه رو ایستادن. ( ناظم الاطباء ).- در پیش رفتن ؛ اسلاف. قدوم. ( ترجمان القرآن جرجانی ...