درویزه. [ دَرْ زَ ] ( اِ ) درویژه. دریوزه و گدائی. ( برهان ). گدائی. ( جهانگیری ). گدائی کردن بردرها، چه یوز و یوزه جستجو و دریوزه به معنی جستجو از درها به دریوزه کردن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). خواهش. استدعا. گدائی و سؤال به کف. ( ناظم الاطباء ). تقاضا : التماس کردند که فلان رنجور است توجه خاطر شریف درویزه می نماید فرمودند اول بازگشت حسنه می باید آنگاه توجه خاطر شکسته. ( بخاری ). در کاسه پیروزه...
فرهنگ عمید
دریوزه#NAME?
= دریوزه
فرهنگ معین
(دَ زِ ) (اِ. ) نک دریوزه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - بینوایی تهی دستی . ۲ - گدایی کدیه سوال . در ویژه در یوزه و گدائی گدائی گدائی کردن بر درها