Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درون دار

تلفظ بین المللی : /dˈarun dˈɑr/ تلفظ :‌ [d'aRun d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • درون بال داران
  • دار دون
  • بلک برن با دارون
  • دارای قصد درونی
  • متخصص داروهای درونی
  • دارون
  • هلی دارون
  • داره دمون
  • باشگاه فوتبال دارون
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درون دار. [ دَ ] ( نف مرکب ) درون دارنده. || کنایه از بداندرون و کینه ور و منافق. ( برهان ) ( آنندراج ). تودار که مردمان کینه ورز و منافق باشند. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). اندرون دار. تودار :
معتبر عالم جاهل شده
گرچه درون دار سیه دل شده.
امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) بد اندرون منافق .
درون دارنده کنایه از بد اندورن و کینه ور و منافق تودار که مردمان کینه ورز و منافق باشند

کلمات مرتبط

  • درون بال داران
  • دار دون
  • بلک برن با دارون
  • دارای قصد درونی
  • متخصص داروهای درونی
  • دارون
  • هلی دارون
  • داره دمون
  • باشگاه فوتبال دارون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات