Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دروده

تلفظ بین المللی : /dorˈuːdeː/ تلفظ :‌ [doR'u:de:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مدل دروده
  • سلام ها و درودهای امام زمان
  • رند دهل دریده
  • سیه دوده
  • غواص دوده ای حقیقی
  • فرو دریده
  • کشت و درود
  • کپک دوده ای
  • کون دریده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دروده. [ دُ دَ / دِ ] ( ن مف ) دروده شده. حصادکرده. محصود. حصید. حصیدة. صریم. ( دهار ) : کشتی از بس زار کشته ، کشتزاری گشته لعل سر دروده وز تن آواز امان انگیخته.خاقانی ( دیوان ص 397 ).منم جو کشته و گندم دروده ترا جو داده و گندم نموده.نظامی.زاهد قدری گیاه سوده از مطرح آهوان دروده .نظامی.پذیرنده چگونه رخت برداشت زمین کشته را ندروده بگذاشت.نظامی.هر روز به کوی تو جوانان جان کاشته و جگر دروده .میرخسرو ...

فرهنگ عمید

دروشده، بریده شده با داس، درویده.

فرهنگ فارسی

دروده شده حصاد کرده محصود حصید حصیده صریم

کلمات مرتبط

  • مدل دروده
  • سلام ها و درودهای امام زمان
  • رند دهل دریده
  • سیه دوده
  • غواص دوده ای حقیقی
  • فرو دریده
  • کشت و درود
  • کپک دوده ای
  • کون دریده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات