معانی کلمه : درنا
لغت نامه دهخدا
درنا. [ دُ ] (اِ) فوطه ٔ بهم پیچیده و تافته که بدان کسی را کتک زنند. (ناظم الاطباء).
درنا. [ دَ ] (اِخ ) گویند بابی است از ابواب فارس در طرف پایین و چندمنزلی حیره . (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) پرنده ای آبچر، وحشی، و حلال گوشت با پاهای بلند، گردن دراز، و دم کوتاه که هنگام پرواز در آسمان دسته دسته به شکل مثلث حرکت می کنند، کلنگ، باتر.
۲. (نجوم ) از صورت های فلکی در نیمکرۀ جنوبی آسمان.
۲. (نجوم ) از صورت های فلکی در نیمکرۀ جنوبی آسمان.
فرهنگ معین
( ~.) (اِ.) فوطه و دستار تافته و به هم پیچیده که بدان کسی را کتک زنند.
(دُ) [ تر. ] (اِ.) پرنده ای وحشی و حلال گوشت ، با پاهای بلند، گردنِ دراز و دُم کوتاه . بیشتر در کنار آب ها می نشیند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صورت فلکی آسمان نیمکرۀ جنوبی، در همسایگی صورت بزرگ ققنوس، که قدر پرنورترین ستارۀ آن 1/7 است
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
درنااز پرندگان دریایی
شلاقی پارچه ای که به مانند گیسو به هم بافته شده باشد
/dernaa/ شلاقی پارچه ای که به مانند گیسو به هم بافته شده باشد & درنااز پرندگان دریایی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: dornā) (ترکی) پرندهی آب چرِ بزرگ ، وحشی و حلال گوشت ، کُلنگ .
واژه نامه بختیاریکا
( ● ) ؛ مددکار اجتماعی
فرهنگستان زبان و ادب
{Grus, Gru, Crane} [نجوم] صورت فلکی آسمان نیمکرۀ جنوبی، در همسایگی صورت بزرگ ققنوس، که قدر پرنورترین ستارۀ آن 1/7 است
