معانی کلمه : درغم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
از الحان قدیم ایرانی: چنان مستغرقم در غم که مطرب / اگر در غم سراید غم فزاید (ابوسلیک: شاعران بی دیوان: ۶ ).
فرهنگ معین
(دَ غَ )(اِ. )نام نوایی از آهنگ های موسیقی قدیم .
فرهنگ فارسی
نام موضعی که آنجا شراب خوب می شود و شراب درغمی منسوب بدانجاست
یکی از روستاهای سمرقند که انگور و شراب آن معروف بوده .
( اسم ) نغمه و نوایی است از موسیقی که در حالت غم شنونده نوازند تا وی از غم بیرون آید .
یکی از روستاهای سمرقند که انگور و شراب آن معروف بوده .
( اسم ) نغمه و نوایی است از موسیقی که در حالت غم شنونده نوازند تا وی از غم بیرون آید .
