معانی کلمه : درستی ده
لغت نامه دهخدا
درستی ده. [ دُ رُ دِه ْ ] ( نف مرکب ) درستی دهنده. دهنده درستی. جبار. صحت بخش. مقابل شکننده :
درستی ده هر دلی کو شکست
شفاعت کن هر گناهی که هست.
درستی ده هر دلی کو شکست
شفاعت کن هر گناهی که هست.
فرهنگ فارسی
درستی دهنده جبار صحت بخش
