Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درساعت

تلفظ بین المللی : /darsˈɑʔat/ تلفظ :‌ [daRs'A?at]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • موثر درساختمان اندام
  • درساختن
  • دوساعته
  • دوساعتی
  • درساختنی
  • بیلیارد در ساعت نه ونیم
  • در ساعت تنهایی
  • شیطان در ساعت 4
  • رفیع الدرجات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درساعت. [ دَ ع َ ] ( ق مرکب ) فی الفور. ( غیاث ) ( آنندراج ). فوراً. درحال. فوری.بالفور. آناً. دردم. دروقت. فی الحال : اﷲاﷲ خداوند فریاد رسد مرا، امیر گفت : رسم و درساعت برنشست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 458 ). من [ ابوالفضل بیهقی ] درساعت برفتم. ( تاریخ بیهقی ص 161 ). من وکیل در را بتاختم درساعت بونصر بیامد. ( تاریخ بیهقی ص 404 ).پیش او در وقت و ساعت هر امیرجان بدادی گر بدو گفتی که میر.مولوی.آن مرغا...

فرهنگ فارسی

فورا هماندم .

کلمات مرتبط

  • موثر درساختمان اندام
  • درساختن
  • دوساعته
  • دوساعتی
  • درساختنی
  • بیلیارد در ساعت نه ونیم
  • در ساعت تنهایی
  • شیطان در ساعت 4
  • رفیع الدرجات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات