Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درزه

تلفظ بین المللی : /dˈarzeː/ تلفظ :‌ [d'aRze:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • درزه بندی
  • درزه دار
  • درزه های بی سامان
  • درزه های سامانمند
  • درزه پرسان
  • درزه پوش
  • درزه کنان
  • درزه 1
  • درزه 2
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

درزه . [ دَ زَ / زِ ] (اِ) درز. چاک دوخته . (برهان ). || دختر خردسال . (از برهان ).

درزه . [ دَ زَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان واقع در 73 هزارگزی خاور مشیز و چهار هزارگزی باختر راه مالرو چهارطاق به ده تازیان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8)....

فرهنگ عمید

درز#NAME?

پشته و تودۀ چیزی.

پشته و تودۀ چیزی.
= درز

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) = درژه : تودة علف ، پشتة خار و خاشاک .

(دَ زِ یا زَ) (اِ.) = درز: 1 - چاک دوخته . (پارچه )، درز. 2 - دختر خردسال .

(دَ زِ یا زَ ) (اِ. ) = درز: ۱ - چاک دوخته . (پارچه )، درز. ۲ - دختر خردسال .
( ~. ) (اِ. ) = درژه : تودة علف ، پشتة خار و خاشاک .

دانشنامه آزاد فارسی

دَرزِه (joint)در علوم زمین، شکاف قائم در سنگ، اغلب حاصل فشار، و معمولاً با چندین متر طول. در سنگ های دو طرف درزه هیچ نوع جابه جایی صورت نمی گیرد و از این رو با گسل تفاوت دارد. هوازدگیِ درزه ها، در سنگ هایی مانند سنگ آهک و گرانیت، موجب تشکیل عوارضی مثلِ سنگ فرش آهکی و تک قله ها می شود. درزه ها در سنگ های ساحلی غالباً محل فرسایشِ دریا و تشکیل عوارض فرسایشی، مانند غارها و حفره هایند.wikijoo: درزه...

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان
( اسم ) توده علف پشته خار و خاشاک .

دانشنامه عمومی

درزه (Joint)، نوعی ترک خشکل است که در آن هیچ گونه جابجایی برشی در راستای دیواره های ترک نسبت به هم رخ نداده است یا مقدار آن به قدری کم است که با چشم غیر مسلح دیده نمی شود.اندازه درزه ها متفاوت است، بعضی از آن ها چند سانتی متر طول دارند، در صورتی که درزه های دیگری وجود دارد که طول آن ها به چندین صدمتر نیز می رسد. درزه ها معمولاً بر اثر افزایش آب حفره ای به وجود می آیند . چون تنش های تکتونیکی در لای...

مترادف و متضاد

joint (اسم)
شریک، خط اتصال، مفصل، بند، لولا، زانویی، پاتوغ، درزه، بند گاه

فرهنگستان زبان و ادب

{joint} [زمین شناسی] نوعی شکستگی در سنگ که براثر آن هیچ گونه جابه جایی در دو طرف سنگ مشاهده نمی شود
{seam, scar} [مهندسی مواد و متالورژی] شیارهای درزمانند موجی شکل و کم عمق در سطح قطعۀ ریختگی که به سبب انجماد سطحی زودهنگام مذاب به وسیلۀ لایه ای اکسیدی ایجاد می شود

کلمات مرتبط

  • درزه بندی
  • درزه دار
  • درزه های بی سامان
  • درزه های سامانمند
  • درزه پرسان
  • درزه پوش
  • درزه کنان
  • درزه 1
  • درزه 2
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات