معانی کلمه : درزدار
فرهنگ فارسی
ویژگی بافتی خطی که دو گروه را از هم جدا میکند
مترادف و متضاد
gappy (صفت)
چاک مانند، درزدار
seamy (صفت)
درزدار
فرهنگستان زبان و ادب
{sutured} [زمین شناسی] ویژگی بافتی خطی که دو گروه را از هم جدا می کند

ویژگی بافتی خطی که دو گروه را از هم جدا میکند