Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دردمیده

تلفظ بین المللی : /dardamˈideː/ تلفظ :‌ [daRdam'ide:]
لغت نامه دهخدا
  • دردمیدن
  • دردمنده
  • رند دهل دریده
  • ستون درآمدهای اصلی
  • ستون درآمدهای متفرقه
  • شکم دردمند
  • فرو دریده
  • کون دریده
  • گریبان دریده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دردمیده. [ دَ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دمیده :
سخاش نور نخستین شناس و صور پسین
که جان به قالب امید دردمیده اوست.
خاقانی.
نقر؛ دردمیده شده. ( ترجمان القرآن جرجانی ).

کلمات مرتبط

  • دردمیدن
  • دردمنده
  • رند دهل دریده
  • ستون درآمدهای اصلی
  • ستون درآمدهای متفرقه
  • شکم دردمند
  • فرو دریده
  • کون دریده
  • گریبان دریده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات