Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درداگین

تلفظ بین المللی : /dardˈɑɡin/ تلفظ :‌ [daRd'Agin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • دردآگین
  • دراگینیان
  • دردگین
  • صلا دردادن
  • دردانگیز
  • موثر دراینده
  • دراگونتی دومنیکو
  • تن دردادن
  • دراینده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

( دردآگین ) دردآگین. [ دَ ] ( ص مرکب ) پر از درد و موجع. ( ناظم الاطباء ). پردرد :
خار تا کی ، لاله ای درباغ امیدم نشان
زخم تاکی ، مرهمی بر جان دردآگین من.
سعدی.
تمعص ؛ دردآگین گردانیدن شکم را. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

( دردآگین ) پر از درد، دردناک.

کلمات مرتبط

  • دردآگین
  • دراگینیان
  • دردگین
  • صلا دردادن
  • دردانگیز
  • موثر دراینده
  • دراگونتی دومنیکو
  • تن دردادن
  • دراینده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات