درخش . [ ] (اِ)در فرهنگ اسدی چ پاول هورن به معنی دو گونه آورده می نویسد : دو گونه بود چون شیخ ، منجیک گفت :ریش درخشت بچشم آید ارزان همچو سر ماست قبه قبه بر نرم ...؟مرحوم دهخدا در مورد معنی لغت فوق چنین می نویسد: شاید عبارت اسدی اینطور بوده : دو مویه بود چون شیخ...
فرهنگ عمید
۱. =درخشیدن ۲. (اسم مصدر ) روشنی، روشنایی، فروغ. ۳. (اسم ) آذرخش، برق: گر او تندر آمد تو هستی درخش / گر او گنجدان شد تویی گنج بخش (نظامی۵: ۸۱۰ ).
فرهنگ معین
(دَ یا دِ رَ ) (اِ. ) ۱ - فروغ ، روشنایی . ۲ - برق ، آذرخش .
دانشنامه آزاد فارسی
دِرَخش (sprite)در علوم زمین، نور تابناک نادریدر هنگام طوفان تندری. درخش در میان سپهر، در ارتفاع ۵۰ـ۹۰کیلومتری، روی می دهد و مانند آذرخش ماهیت الکتریکی دارد. درخش هنگامی پدید می آید که میدان الکتریکی بین سطح فوقانی ابر تندری و یون سپهر (لایۀ یونیدۀ جَو زمین یا یونوسفر) الکترون ها را از ابر بیرون بکشد. اگر هوا رقیق، و این میدان قوی باشد، الکترون ها به سرعت شتاب می گیرند و انرژی جنبشی خود را به مولکو...
فرهنگ فارسی
روشنی، روشنایی، تابان، ذرخش، فروغ گویند ( اسم ) روشنی روشنایی تابش . ۲ - برق آذرخش . ۳ - ( صفت ) درخشان درخشنده براق ساطع .
دانشنامه عمومی
مختصات: ۳۲°۵۸′۲۰″ شمالی ۵۹°۴۲′۵۴″ شرقی / ۳۲٫۹۷۲۲۲°شمالی ۵۹٫۷۱۵۰۰°شرقی / 32.97222; 59.71500درخش از آبادی های کهن قهستان قدیم (منطقه وسیع کوهستان های شرق ) در فاصله 65 کیلو متری مرکز استان خراسان جنوبی قرار دارد.به لحاظ موقعیت نسبی بین دو دشت شیرکاب در شرق و رزگ در شمال قرار گرفته است.درخش در منطقه ای کوهستان واقع شده شمال و شمال غرب را کوهستان های مرتفع در بر گرفته وجود همین ارتفاعات باعث گردید...