Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درختی

تلفظ بین المللی : /derˈaxti/ تلفظ :‌ [deR'axti]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • درختی ازخانواده لکوس
  • درختی در بروکلین می روید
  • درختی های سنجابی
  • درختی که مالک خودش است
  • دُم اسب درختی
  • دکل درختی
  • سبزدشت درختی
  • ساوانای درختی
  • شبکۀ تلویزیون بافه ای درختی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

درختی. [ دِ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به درخت. هر چیز که نسبت به درخت دارد، چون سیب درختی و جز آن. || از رستنی ها آنچه همانند درخت تنه و ساقه دارد و بر زمین گسترده نباشد چون شاه پسند درختی ، شمشاد درختی و جز آن. رجوع به درخت شود.

فرهنگ فارسی

ویژگی سازگاری با زندگی در درخت یا در میان درختان

مترادف و متضاد

arboraceous (صفت)
درختی، درخت نشین، بشکل درخت

arboreal (صفت)
درختی، دارزی، چوبی

dendriform (صفت)
درختی، مانند درخت

فرهنگستان زبان و ادب

{arboreal} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی سازگاری با زندگی در درخت یا در میان درختان

کلمات مرتبط

  • درختی ازخانواده لکوس
  • درختی در بروکلین می روید
  • درختی های سنجابی
  • درختی که مالک خودش است
  • دُم اسب درختی
  • دکل درختی
  • سبزدشت درختی
  • ساوانای درختی
  • شبکۀ تلویزیون بافه ای درختی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات