درایت . [ دِ ی َ ] (ع اِمص ) درایة. دانستن . عقل . دانش . (غیاث ). علم . معرفت . (ناظم الاطباء). دریافت . دریافتن . بدانستن . عرفان . معرفت . وقوف . آگاهی . دانایی . بقیة : هرگاه که زمام آن بدست اهتمام او دادندی در آن آثار کفایت و درایت و ابواب امانت و صیانت تقدیم کردی . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 363). او به حسن رای و رویت و کمال و کفایت و درایت خویش آن مملکت در سلک نظام آورد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی )....
فرهنگ عمید
آگاهی داشتن، دانستن، دریافتن.
فرهنگ معین
(دِ یَ ) [ ع . درایة ] ۱ - (اِمص . ) دریافت ، آگاهی . ۲ - (اِ. ) مزاج ، عادت . ۳ - سرشت ، نهاد. ۴ - (مص م . ) دانستن ، دریافتن .
فرهنگ فارسی
دانستن، دریافتن، آگاهی داشتن، احادیث نقل شده۱ - ( مصدر ) دانستن در یافتن . ۲ - ( اسم ) دریافت آگاهی دانایی . ۳ - ( اسم ) مزاج خوی عادت . ۴ - سرشت نهاد . ۵ - معرفتی است که حاصل میشود بنوعی از حیلت که تقدیم مقدمات و استعمال رویت باشد . ( اسفار ۶ . ) ۳۲۵ : ۱ - علمی است که از متن حدیث و طرق آن بحث کند واحادیث صحیح و سقم را میشناسد و نیز شرایط مورد احتیاج در قبول یا رد حدیثی را تبیین میکند تا احادیث مق...