Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درانیدن

تلفظ بین المللی : /darˈɑnidˌan/ تلفظ :‌ [daR'Anid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ژاژ درائیدن
  • سر دوانیدن
  • فرو دوانیدن
  • مرکب دوانیدن
  • موشک دوانیدن
  • درایدن جان
  • دراندن
  • دراییدن
  • دوانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درانیدن. [ دَ دَ / دِرْ را دَ ] ( مص ) متعدی دریدن. ولی قدما دریدن را لازم و متعدی استعمال می کردند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). چاک دادن و شکافتن کنانیدن و پاره کردن و دریدن کنانیدن. ( ناظم الاطباء ). پاره پاره کردن. پاره کردن. تمزیق. خرق. قَدّ:تخریق ؛ نیک بدرانیدن. ( دهار ). قَدّ؛ به درازا درانیدن. ( دهار ). هَرت ؛ جامه درانیدن. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(دَ دَ ) (مص م . ) پاره کردن ، چاک دادن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پاره کردن چاک دادن دریدن شکافتن .

کلمات مرتبط

  • ژاژ درائیدن
  • سر دوانیدن
  • فرو دوانیدن
  • مرکب دوانیدن
  • موشک دوانیدن
  • درایدن جان
  • دراندن
  • دراییدن
  • دوانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات