معانی کلمه : درامد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( درآمد ) سود و بهره ای که از کار و تجارت یا ملک داری و زراعت به دست آید، سود، دخل: درآمد مرد را بخشنده دارد / زمین تا درنیارد برنیارد (نظامی۲: ۳۰۲ ).
فرهنگ معین
( درآمد ) (دَ. مَ ) (اِمر. ) ۱ - دخل ، عایدی . ۲ - شروع ، ابتدا.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
در آمد، سود، دخل، سودوبهره ازکسب وتجارت وملک
( اسم ) ۱ - شروع ابتدا . ۲ - عایدی دخل مداخل مقابل خرج هزینه : مبلغ زیادی در آمد دارد . ۳ - ابتدای آواز خواندن و ساز زدن پیش در آمد .
( در آمد ) دهی است از دهستان گرکن بخش فلاورجان شهرستان اصفهان .
( اسم ) ۱ - شروع ابتدا . ۲ - عایدی دخل مداخل مقابل خرج هزینه : مبلغ زیادی در آمد دارد . ۳ - ابتدای آواز خواندن و ساز زدن پیش در آمد .
( در آمد ) دهی است از دهستان گرکن بخش فلاورجان شهرستان اصفهان .
دانشنامه عمومی
مدخل، مقدمه.
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
( درآمد ) دَرمَد
