Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درامد

تلفظ بین المللی : /darˈɑmad/ تلفظ :‌ [daR'Amad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • درآمد
  • درامد اتفاقی
  • درامد داشتن
  • درامد روحانیون
  • درامد کشیش بخش
  • درامد کلیسایی
  • درامد سرانه
  • درامد قابل تصرف
  • درامد ملی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

( درآمد ) درآمد. [ دَ م َ ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) درآمدن. داخل شدن. دخول : آنکه گردانیده است هر مدتی را نوشته ای و هر کاری را دری و هر درآمدی را سبب درآمدی و هر زنده ای را زمانی تقدیر کرده است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307 ). یعنی تو کیستی و کی اجازت داد به درآمد. ( قصص الانبیاء ص 99 ). تا درآمد و بیرون شد، ایشان از مضایق و دقایق سخن بر چه وجه بوده است. ( چهارمقاله ). امر مظلم ؛ کار مشتبه که ...

فرهنگ عمید

( درآمد ) سود و بهره ای که از کار و تجارت یا ملک داری و زراعت به دست آید، سود، دخل: درآمد مرد را بخشنده دارد / زمین تا درنیارد برنیارد (نظامی۲: ۳۰۲ ).

فرهنگ معین

( درآمد ) (دَ. مَ ) (اِمر. ) ۱ - دخل ، عایدی . ۲ - شروع ، ابتدا.

دانشنامه آزاد فارسی

درآمد. دَرآمددر موسیقی به معنای ورود (مدخل) به دستگاه یا آواز است. در بحورالالحان تعریف درآمد به این صورت آمده است: «درآمد، علم شده، برای لحنی که ابتدا در آن دستگاه شروع می شود». هر دستگاه یا آواز با یک یا چند درآمد شروع می شود. در ردیف موسی معروفی برای شور پنج درآمد برای سه گاه سه درآمد، برای چهارگاه چهار درآمد، برای ماهور دو درآمد، برای اصفهان چهار درآمد، برای راست پنج گاه دو درآمد، و برای نوا...

فرهنگ فارسی

در آمد، سود، دخل، سودوبهره ازکسب وتجارت وملک
( اسم ) ۱ - شروع ابتدا . ۲ - عایدی دخل مداخل مقابل خرج هزینه : مبلغ زیادی در آمد دارد . ۳ - ابتدای آواز خواندن و ساز زدن پیش در آمد .
( در آمد ) دهی است از دهستان گرکن بخش فلاورجان شهرستان اصفهان .

دانشنامه عمومی

مدخل، مقدمه.

درآمد. درآمد مقدار پولی است که تولیدکنندگان با فروش محصولات یا خدمات خود به دست می آورند. هنگامی که یک موسسه خدماتی برای دیگران انجام دهد یا کالایی به آنان تحویل دهد، در ازای آن مبلغی از ایشان دریافت می نماید یا معادل آن مبلغ از ایشان طلب کار می شود، یا از ایشان سند (چک، سفته و ...) دریافت می کند. تمام این موارد موجب افزایش دارایی شرکت می گردد و چنین افزایش در دارایی، درآمد خو...

مترادف و متضاد

admission (اسم)پذیرش، دخول، تصدیق، قبول، اعتراف، ورودیه، درامد، اجازهء ورود، باردادincome (اسم)جریان، ورودیه، درامد، عایدات، عایدی، دخل، وارد شونده، جدید الورودrevenue (اسم)درامد، سود سهام، عایدی، بازده، عملکردearnings (اسم)درامد، عایدات، عایدی، دخل، مداخلemolument (اسم)درامد، پرداخت، حقوق، مداخل، مقرری، مواجبhatch (اسم)درامد، روزنه، دریچه، نتیجه، خش، نصفه در، جوجه گیر ی...

واژه نامه بختیاریکا

( درآمد ) دَرمَد

کلمات مرتبط

  • درآمد
  • درامد اتفاقی
  • درامد داشتن
  • درامد روحانیون
  • درامد کشیش بخش
  • درامد کلیسایی
  • درامد سرانه
  • درامد قابل تصرف
  • درامد ملی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات