کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : درافروختن
تلفظ بین المللی :
/darˈɑfarˌuːxatˌan/
تلفظ :
[daR'AfaR,u:xat,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رخ برافروختن
شمع برافروختن
موم برافروختن
برافروختن
برافروختن اتش
رخساره برافروختن
چراغ برافروختن
چهر برافروختن
چهره برافروختن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
درافروختن. [ دَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) افروختن : اشتعال ، تشعل ؛ درافروختن آتش. ( از منتهی الارب ). رجوع به افروختن شود.
کلمات مرتبط
رخ برافروختن
شمع برافروختن
موم برافروختن
برافروختن
برافروختن اتش
رخساره برافروختن
چراغ برافروختن
چهر برافروختن
چهره برافروختن
نظرات