کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دراز-سر | کلماتور
معانی کلمه : دراز سر
تلفظ بین المللی :
/dˈerɑz sˈar/
تلفظ :
[d'eRAz s'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دارای سر دراز
شخص دراز سر
سر دراز
این رشته سر دراز دارد
زبان کسی سر دیگری دراز بودن یا زبان کسی بر دیگری دراز بودن
ماهیچه دراز سر
مورچه خورک پوزه دراز سر دیوید
چشمه دراز سرکشت
چشمه دراز سرکشتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
درازسر. [ دِ س َ ] ( ص مرکب ) که سری دراز دارد. آنکه سر مایل به درازی دارد. مُکَوَّزالرأس. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). أقبص. قِنَّور. مُسَمرَطالرأس. مُصَعتَل الرأس. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
که سری دراز دارد
مترادف و متضاد
long-headed
(صفت)
مال اندیش، دراز سر، دارای سر دراز
کلمات مرتبط
دارای سر دراز
شخص دراز سر
سر دراز
این رشته سر دراز دارد
زبان کسی سر دیگری دراز بودن یا زبان کسی بر دیگری دراز بودن
ماهیچه دراز سر
مورچه خورک پوزه دراز سر دیوید
چشمه دراز سرکشت
چشمه دراز سرکشتی
نظرات