Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دراتق

تلفظ بین المللی : /darˈɑtaq1/ تلفظ :‌ [daR'Ataq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • درازقد
  • تئو درات
  • دراقن
  • دِرات
  • درات
  • درادق
  • درازقامت
  • درافق
  • دراق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دراتق. [ ] ( اِ ) دمشقی گوید: او را فرسنک گویند و درخت شفتالو بود و رنگ درخت او زرد بود و بعضی سرخ بود و پوست چوب او هموار بود و نرم و «آی » گوید: اغلب عجل مصراعی گفته کمرلغة الفرسنک المهالب و معنی او خوخ گفته است ، و شمر گوید: از یکی از زنان قبایل حمیر که بفصاحت مشهور بود از غذای ایشان سؤال کردیم ، گفت : میوه ایست در بلاد ما همچنانکه انجیر در بلاد شما و عادت قبیله حمیر آنست که در تعاریف لام را ب...

فرهنگ فارسی

دمشقی گوید او را فرسنک گویند و درخت شفتالو بود و رنگ درخت او زرد بود

کلمات مرتبط

  • درازقد
  • تئو درات
  • دراقن
  • دِرات
  • درات
  • درادق
  • درازقامت
  • درافق
  • دراق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات