معنی کلمه : دخدخ
لغت نامه دهخدا
دخدخ . [ دُ دُ ] (ع ص ) دخادخ . (منتهی الارب ). کوتاه بالا. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
دخدخ . [ دُ دُ ] (ع اِ صوت ) کلمه ای است که بدان مردم را خاموش گردانند و آنرا از کسی بازدارند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دخدوخ . (منتهی الارب ).
