Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دختربچه

تلفظ بین المللی : /dˌoxtarbˈatʃtʃe/ تلفظ :‌ [d,oxtaRb'atStSe]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • دخترچه
  • دختربچگی
  • پسرانه و دخترانه
  • دخترانه
  • دفترچه بانکی
  • دفترچه چرک نویس
  • دفترچه چک
  • دفترچه یادداشت
  • دفترچه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دختربچه. [ دُ ت َ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ] ( اِ مرکب ) دختر کوچک. دختری که بیش از هفت هشت سال نداشته باشد. دختر هفت هشت ساله. صبیة. || خردسال بچه ای که دختر باشد. فرزند خردسال مادینه.

فرهنگ فارسی

دختر کوچک

مترادف و متضاد

gill (اسم)تمیز کردن، یار، ابجو، دلارام، دوشیزه، دختر، دلبر، دختربچه، گوشت ماهی، پیمانهای برای شراب، دختر جوان، استطاله زیر گلوی مرغ، نوعی نان شیرینی بشکل قلبgirl (اسم)کلفت، معشوقه، دوشیزه، دختر، دختربچه، زن جوان...

کلمات مرتبط

  • دخترچه
  • دختربچگی
  • پسرانه و دخترانه
  • دخترانه
  • دفترچه بانکی
  • دفترچه چرک نویس
  • دفترچه چک
  • دفترچه یادداشت
  • دفترچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات