کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دخترباره | کلماتور
معانی کلمه : دخترباره
تلفظ بین المللی :
/dˌoxtarbˈɑreː/
تلفظ :
[d,oxtaRb'ARe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بشارت درباره مسیح
پسرانه و دخترانه
چکامه درباره زندگی روستایی
دخترانه
دختربچه
دختروار
درباره
دربارهء
رساله درباره یک موضوع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دخترباره. [ دُ ت َ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) دختر دوست. دخترپرست. ( ناظم الاطباء ). دخترباز. که میل شدید بدختران و معاشرت با آنان داشته باشد.
فرهنگ عمید
دختردوست، دخترباز.
فرهنگ فارسی
دختر دوست
کلمات مرتبط
بشارت درباره مسیح
پسرانه و دخترانه
چکامه درباره زندگی روستایی
دخترانه
دختربچه
دختروار
درباره
دربارهء
رساله درباره یک موضوع
نظرات